مشکل ما، با نیروهای محافظه‌کاری است که نسبت به کردها ناحقی تاریخی میکنند

در ماه مارس ارزیابی گسترده‌ای انجام خواهم داد

می‌توان به منطقه ما نزد آنهایی که از من خاطره‌ای دارند رفت، همچنین تحقیق نمود، هر چند که در روستا و پیرامون بسیاری مرده‌اند، اما آنهایی که در قید حیات هستند و در رابطه با من خاطره دارند به آنها گوش فرا داده و فیلمبرداری، ضبط، و یا نت‌برداری کرد. در این مورد نباید تاخیر کرد. روزنامه‌نگاران، و کارگردانان سینما در این مورد می‌توانند عهده‌دار شوند، اینها همه تاریخ هستند، این موضوعات موضوع آرشیوی فوق‌العاده است. برای اینکه تاریخ‌مان بخوبی درک گردد باید این فعالیت‌ها انجام شوند. آنهایی که در این موارد استعداد دارند، روزنامه‌نگارها و کارگردانانی که در این موارد تخصص دارند، می‌توانند نزد آنها رفته به آنها گوش فرا داده، و فیلمبرداری کنند، در این مورد می‌توانند فیلم سینمایی حتی مستند نیز بسازند. این موضوعات مهم هستند، فردا ـ پس فردا ممکن است دیر بشود. روزنامه‌نگارها، کارگردان‌های سینما بجای اینکه در حاشیه کار کنند، می‌توانند وارد اینگونه فعالیت‌های مهم شوند. این تصاویر و فعالیت‌ها برای روشنفکران، روزنامه‌نگاران، بویژه ادیبان بسیار حائز اهمیت است. در آینده موردی دست‌نیافتنی برای ادیبان است.

“حسین گلرجه” در روزنامه “زمان” ارزیابی‌هایی نموده است. بدینوسیله من نیز می‌خواهم در رابطه با جماعت آنها اینها را بیان دارم. البته ما هیچگاه موجودیت آنها را انکار نکرده‌ایم، انتظارمان این است که آنها نیز ما را انکار نکنند. هم خود آنها و هم ما، در ترکیه و در خاورمیانه نیز آکتورهای مهمی هستیم. آنها می‌توانند در دموکراتیزه کردن ترکیه حتی خاورمیانه ایفای نقش کنند، از نیروهای حائز اهمیتی برخوردارند. من آنها را همچون طریقت ـ جماعت نمی‌بینم. حتی به تنهایی نه جماعت و نه طریقت می‌شود. بر این عقیده‌ام که اندکی سازمان جامعه مدنی و حتی دارای کارکرد حزبی سیاسی می‌باشد. نقش مهمی دارد. به نظر من در ترکیه و خاورمیانه بیشتر یک سازمان جامعه مدنی است. می‌توانند همچون نهادهای جامعه مدنی در دموکراتیزه کردن، و روشن‌فکری جامعه بدون اینکه توقع منفعت سیاسی داشته باشند، ایفای نقش کنند. حتی در خاورمیانه همچون یک حزب سیاسی هستند. من آنها را اینچنین می‌بینم. در دموکراتیزه کردن ترکیه و خاورمیانه نقش‌های مهمی برعهده‌یشان قرار می‌گیرد، نیروهای بسیار دینامیکی دارند، ما نیز نیرویی دینامیک هستیم. در صورتی که این دو نیروی دینامیک با همدیگر همکاری و از یکدیگر پشتیبانی کنند، در ترکیه مشکلات اساسی بسیاری حل خواهند شد. این همبستگی نه فقط ترکیه بلکه بر خاورمیانه نیز موثر خواهد بود. در اینجا آنچه که حائز اهمیت است، بخوبی تعریف کردن برخی اصطلاحات اساسی است. مثلا من از نظراتشان در موضوعات ترک بودن و اسلامیت آگاهم، این نظرات را بآرزش و صحیح می‌یابم. با نظرات آنها در مورد ترک‌بودن و اسلامیت موافقم. شاید در اینجا نتوانم با طول و تفسیر باز کنم فقط در این مورد تحقیقات و تحلیلاتی دارم. در آخرین دفاعیه‌ام نیز بر این موضوعات تامل بسیاری نموده‌ام. جهت گذار از محافظه‌کاری و آغاز مرحله دموکراتیزه در ترکیه آماده‌ایم با آنها توافق کنیم. می‌توانیم گردهم آمده و در مورد این موضوعات گفتگو کنیم، می‌توانیم به همفکری برسیم. ممکن است در برخی از موارد افکار متفاوتی داشته باشیم، ما نیز مرزهایی داریم، آنها نیز مرزهایی دارند. تا زمانی که متقابلا نسبت به مرزهای یکدیگر احترام قائل باشیم، مانعی پیش‌روی همبستگی ما وجود ندارد. در گذشته دولت برخی جماعت‌ها را برعلیه ما بکار برد، درگیری حزب‌الله ـ PKK را بوجود آورد، دیگر می‌توان از اینگونه مشکلات گذار کرد. در ترکیه احزاب سیاسی که مسائل حیاتی را حل کنند، وجود ندارند. هم AKP، CHP و هم MHP نیز از روی منافع و حساب‌های سیاسی با مشکلات برخورد می‌کنند. مشکلات ترکیه که به مسئله رانت سیاسی تبدیل شوند، حل نمی‌شوند. ناگزیریم از این حساب‌گری سیاست نیز گذار کنیم. می‌توانیم برای مشکلات اساسی مشترک ترکیه باهمدیگر راه‌حل‌های مشترکی بیابیم. گفته می‌شود که نامزدهای انتخاباتی BDP مهم می‌باشند. از لزوم ترکیه‌ای شدن BDP بحث می‌شود. بدینگونه با اشتراکیت BDP می‌توانیم آن را به حالت حزب ترکیه درآوریم. همچنانکه گفتم AKP، MHP، و CHP این مشکل را حل نخواهند کرد، در چارچوب حساب‌هایشان برخورد می‌کنند. نه حکومت و نه احزاب دیگر در چاره‌یابی مشکل صمیمی برخورد نمی‌کنند. ما، نمی‌توانیم حل مشکلات اساسی ترکیه را در انصاف الیگارشی سیاسی بگذاریم. در این مورد بایستی اتحادیه‌ها و گزینه‌های دموکراتیک با قواعد اصولی‌تری پدید آیند. تنها هم و غم AKP ، قدرت، و کسب انتخابات می‌باشد، حساب دیگری نیز ندارد. مورد مهم حل مشکلات ترکیه بدون اینکه آن را قربانی حساب‌های منفعت و رانت سیاسی کرد، می‌باشد. از این نظر خود آنها را نیز مثبت می‌یابم. وگرنه این مشکلات با ذهنیت فاسد محافظه‌کاری و فاشیست حل نمی‌شود. ممکن نیست که توافق ما با اتحادگرایان، مفهومات اتحادگری مطرح شود. بایستی از این ذهنیت حساب‌خواهی کرد. ما توافق با نیروهایی را اساس می‌گیریم که جانبدار تغییر و تحول باشند. بر این اساس می‌توانیم به وجود توافقات بر پایه گسترش چاره‌یابی دموکراتیک، مرحله پسرفت نیروهای مرتجع و محافظه‌کار خاورمیانه و مدرنیته نوین نیز بگوییم.

موضوع خودمدیریتی دموکراتیک موضوع بسیار مهمی است. موضوعی نیست که در یکی دو روز مورد گفتگو قرار گرفته و از پای انداخت، نباید بی‌قوت شود. خودمدیریتی دموکراتیک، بایستی ماه‌ها حتی یکی ـ دو سال مورد گفتگو قرار گیرد. باید هر بعد آن بطور جداگانه مد نظر، و مورد گفتگو قرار گیرد. در این مورد در باب ابعادش نمی‌توانم در اینجا وارد جزئیات شوم، قبلا بیان کرده بودم، در دفاعیاتم نیز وجود دارد. در این باب، باید در موضوع خودمدیریتی دموکراتیک، کنفرانس‌ها، گردهمایی‌های خلق و فعالیت‌های مختلفی مشابه آن را بطور فشرده انجام داد. بایستی هر قشر از جامعه در این گفتگوها شرکت کنند. روشنفکران، آکادمیسین‌ها، اسامی از اقشار مختلف، حتی گروه‌های دینی و فرهنگی مانند آشوری، سوریانی، باید در این گفتگوها شرکت کنند. این گفتگوها می‌توانند برروی ابعادی که قبلا بیان داشته‌ام صورت گیرند، وارد جزئیات نمی‌شوم، موارد مشهودی هستند. خودمدیریتی دموکراتیک پروژه‌ای برای ترکیه است، پروژه‌ای صرف محدود به کردها نمی‌باشد. این پروژه به میزانی که برای “تراکیا” ضروری باشد، به همان میزان نیز برای “بوتان” ضروری است. به اندازه‌ای که برای “درسیم” ضروری باشد، برای “آنتالیا” نیز همان قدر ضروری است. گفته بودم قانون اساسی خودمدیریتی دموکراتیک، می‌توانیم به آن ملت دموکراتیک نیز بگوییم اما لابد هر دو نیز مناسب به نظر نمی‌رسند. تاکید بر قانون اساسی در موضوع خودمدیریتی دموکراتیک به اشتباه درک می‌شود، بدان جهت بجای قانون اساسی خودمدیریتی دموکراتیک، می‌گویم استاتوی خودمدیریتی دموکراتیک. اینگونه باشد. به نظرم استاتوی خودمدیریتی دموکراتیک اصطلاحی بجاست و بهتر از آن استقبال می‌شود. مورد حائز اهمیت در اینجا، استاتوی اجتماعی است. ما در موضوع خودمدیریتی دموکراتیک قانون اساسی 1921 را تقدیر می‌نماییم، در قانون اساسی سال 1921 در این مورد تنظیماتی وجود دارد. همچنین می‌دانید که تصمیم ـ قانونِ خودمختاری ـ خودمدیریتی که در تاریخ 10 مارس 1921 در مجلس گرفته شد، وجود دارد. آنچه که ما نیز در طلب آن هستیم تعیین جایگاه‌مان می‌باشد، کوشش‌مان بدین جهت است. باز هم می‌گویم استاتوی خودمدیریتی دموکراتیک ماه‌ها حتی یک سال و نیم، دو سال باید مورد گفتگو قرار گیرد. نیابد در این روند تعجیل نمود. در این موضوع نمونه‌هایی در جهان نیز وجود دارند، موضوعی بسیار گسترده است. بایستی تمامی این نمونه‌ها بررسی شوند. می‌توانند نمونه‌های در ایرلند، اسپانیا، سویس، و حتی بلژیک را بررسی و گفتگو نمایند و از اینها بهره گیرند. خودمدیریتی دموکراتیک باید در تمامی ترکیه مورد گفتگو قرار گیرد. از تراکیه تا بوتان، از درسیم تا آنتالیا پروژه‌ای برای همه جاست و برای هر جایی ضروری است. خودمدیریتی دموکراتیک بابد در هر شهر و هر منطقه‌ای پیشبرد یابد. هر جایی باید پروژه خودمدیریتی دموکراتیک متعلق به خود را داشته باشد. مثلا در درسیم استاتوی خودمدیریتی دموکراتیک متعلق به درسیم امکان می‌یابد. در درسیم واحدهای کمونال متعلق به خود تشکیل ‌شود.

اکنون به موضوع شوراهای شهر می‌رسم. در اینجا مورد مهم صلح اجتماعی است، ایجاد صلح است. لابد کسی نیز مخالف فراهم آوردن صلح نمی‌باشد. بر این عقیده‌ام که انسانهایی از هر قشری، از MHP گرفته تا AKP، از AKP گرفته تا CHP، از هر محفلی در موضوع صلح انسان‌ها با همدیگر هم‌رای هستند و یا نمی‌توانند به این جواب خیر بدهند. شوراهای شهر نیز فعالیتی ضروری است که برای تحقق صلح بایستی تشکیل شده و عملی گردد. در اینجا تصمیم‌گیری صلح خلق و گسترش این در میان هر قشری، و دفاع از صلح مهم می‌باشد. اگر بتوانیم خلق را به چنین وضعیتی برسانیم، مشکل کردها را به حل آشتی‌جویانه دموکراتیک رسانده، و از انحصار احزاب سیاسی خارج ساخته و بدینگونه بیشتر به چاره‌یابی نزدیک می‌شویم. همچنانکه بیان داشتم اگر که همه در طلب صلح هستند، چه MHP ای، AKP ای و CHP ای نیز که خواهان صلح باشد، بایستی وارد شوراهای شهر شود. در اینجا دو شورا تشکیل می‌شود؛ یکی شورای استان، دیگری شورای شهر. شوراهای استان، شورایی است که در میان مرزهای آن استان، از مرکز استان تا حومه، محلات، شهرک‌ها، تا روستاها درگستره درون مرزهای آن استان و حتی کوچکترین بخش‌ها نیز خود را در آن تمثیل می‌کنند. مثلا شورای استان دیاربکر، شورایی می‌شود که تمامی واحدهای محلی دیاربکر، محلات، شهرک‌ها، روستاها همچون کل استان دیاربکر تمامی زیر مجموعه‌ها را درون خود تمثیل کند. این شوراهای استان به مثابه وضعیت خودویژ‌ای شهر از 300 ـ 400 نفر تشکیل می‌شود. این مورد برای شوراهای استان می‌باشد. دیگر اینکه شوراهای شهر وجود دارند. شوراهای شهر نیز ساختارهایی شامل اقشار بسیاری متشکل از 200 ـ 300 نفر در میان شهر، در شهر، تمامی اقشار صلح‌جو در مرکز شهر که بتوانند در میان آن خود را ابراز دارند، تشکل‌های جامعه مدنی، اصناف‌ها و نهادها مشابه می‌باشند. شورای استان، شواری آن استان می‌باشد که تمامی واحدهای محلی ـ بومی در درون مرزهای استان خود را تمثیل نمایند. شورای شهر نیز شوراهایی در شهر،تمامی اقشار جانبدار صلح که در درون شهر خود را تمثیل می‌کنند، هستند. در هر استان بدینگونه شوراهای شهر و استان بصورت جداگانه تشکیل می‌شوند، در هر استان انجام شود. البته که موضوع شوراهای شهر بسیار حائز اهمیت است. ممکن است که این شوراها در جاهای بسیاری زیربنا داشته باشند. ممکن است که قبلا نیز بنا شده باشند، که موجود هم می‌باشند. فقط به نظرم کافی نبوده و کارکردی ندارد. این شوراها باید بلافاصله گسترش یافته، تقویت شده، دارای کارکردی باشد که ایفای نقش نماید. این شوراها باید در شرق و جنوب شرقی، در کردستان تشکیل شوند. حتی در غرب نیز در برخی جاها که نیرومند هستند می‌توانند شوراهای شهر و استان را تشکیل دهند.

کار این شوراهای شهر و استان چیست؟ گردهم آمده و گفتگو می‌کنند. تصمیم‌هایی می‌گیرند، می‌توان تصمیماتی سه ـ پنج ماده‌ای گرفت، شمار ماده‌ها مهم نیست، مورد مهم محتوا است، تصمیمات خودشان است. خود تصمیمات خود را تعیین می‌کنند. بعد از مرحله گفتگو تصمیماتی را که گرفته‌اند به اطلاع می‌رسانند. مثلا می‌گویند که نخستین ماده‌یمان برای حل مشکل، نخستین شرط‌مان، در حل این مشکل KCK، می‌توان گفت وظایفی که در وهله اول بر عهده KCK، دولت قرار می‌گیرد اینها می‌باشند؛ برای تداوم توقف عملیات وظایفی که برعهده طرفین قرار می‌گیرد اینها می‌باشند. اگر که KCK، بیان داردکه تابع این تصمیمات خواهد شد، می‌گویند «ما KCK را مثبت می‌یابیم، در کنارش هستیم»، اگر که دولت تابع شود، دولت را مثبت می‌یابیم. با آنهایی می‌باشند که تابع تصمیمات‌شان باشند. هر آنکه تابع نشود را نیز تحت فشار قرار می‌دهند، و رسوا می‌کنند. در تصمیماتی که می‌گیرند جهت حل مشکل گام‌هایی که باید برداشته شوند را برمی‌شمارند. مثلا نخست می‌توانند برای تامین عرصه توقف عملیات طرفین را تحت فشار قرار دهند، بعد تصمیم‌گیری مجلس برای صلح، در پارلمان تمامی احزاب، می‌توانند برروی این فعالیت کنند با همدیگر مطابقت نموده وتصمیم صلح را طلب کنند. پارلمان تصمیم صلح را گرفته و در این باب به تحقیق در مورد حقایق پرداخته، به دنبال آشکار ساختن وقایع می‌افتد. حقایق را مورد تحقیق قرار داده و سعی به روشن ساختن [آنها] می‌نماید. لابد CHP نیز در این مورد تصریحات مثبتی انجام داده است. می‌شود، می‌توان این کمیسیون را تشکیل داد. بمانند واقعه “تورکت اوزال، و اشرف بتلیس” که در تاریکی مانده‌اند، وقایعی را که باید روشن شوند را روشن می‌کنند. به موازات این پیشرفت‌ها من نیز در اینجا می‌توانم فعالیت‌های بسیار گسترده‌تری از پارلمان را انجام داده و مساعدت نمایم. بعد از تمامی این مراحل به موازات این مراحل، آغاز مرحله عقب‌نشینی و خلع‌سلاح ممکن می‌شود. ما نیز که بعنوان پرنسیب در موضوع خلع‌سلاح بطور مثبت می‌اندیشیم، بعنوان یک پرنسیب مخالف خلع‌سلاح نیستم. اگر که در این مورد تضمینات قانونی ـ قانونی اساسی فراهم شود پیش‌روی مرحله خلع‌سلاح گشوده می‌شود. من تنها مقام تصمیم‌گیرنده در مورد خلع‌سلاح می‌باشم. حتی قندیل نیز در این مورد به تنهایی نمی‌تواند حتی یک گریلا را نیز به عقب بکشاند، به تنهایی چنین مقامی را دارا نیست. من پیشرفت‌ها را با قندیل مورد گفتگو قرار داده و در این راستا گام برمی‌داریم. همچنانکه بیان نمودم گام‌هایی که باید در راه حل صلح‌جویانه دموکراتیک این مشکل برداشته شوند، مشخص هستند. من که قبلا به این موضوع در نقشه راه‌ی نیزکه ارایه داده بودم، جایی داده بودم.

شوراهای شهر در خطوط کلی در موضوع صلح و چاره‌یابی دموکراتیک گفتگو کرده و تصمیماتی می‌گیرند، این تصمیمات می‌تواند شامل سه ـ پنج ماده باشد، چندان مهم نیست می‌تواند شش ـ هفت ماده نیز باشد، در این مورد خود به گفتگو پرداخته، و خود تصمیم می‌گیرند. برای حل مشکل کرد شرط‌هایشان را برمی‌شمارند. به این تصمیماتی که می‌گیرند نیز «شرط حل دموکراتیک و صلح» می‌گویند. اگر که صلح پیشبرد نیابد، در صورتی که جنگ شود، خود آنها متحمل بزرگترین ضررها می‌شوند، اینها با تصریح شروط صلح و حل دموکراتیک لزومات انجام اینها را نیز خواهند گفت، فقط به تصریح محدود نخواهند ماند. گفته شود که برای پیشبرد صلح و حل دموکراتیک شروط‌مان از این قرار است. صلح و حل دموکراتیک اینگونه پیشبرد می‌یابد. بدین علت تشکیل شوراهای شهر مهم می‌باشد. این شوراهای شهر مسئله‌ای حیاتی است، در مرحله‌ای اپراسیونی بسر می‌بریم. به این دلیل تحمل تلف کردن زمان را نداریم. این شوراهای شهر را نه فقط در استان‌های کردنشین می‌توان در تمامی شهرهای دیگر ترکیه نیز تشکیل داد. در مناطقی همچون اژه، مدیترانه، مرمره که کردها نیز در آن زندگی می‌کنند نیز می‌توان این شوراهای شهر را تشکیل داد. دیگر لزومی به رفتن کردها به مناطقی مثل دریای سیاه، و اژه نیست. کردهایی که در کلان‌شهرهای ترک زندگی می‌کنند، می‌توانند بازگردند. آنهایی که بازنگردند نیز می‌توانند در شهرهایی که در آن زندگی می‌کنند، ساختارهایی همچون مجلس شهر ایجاد نمایند. DTK می‌تواند فعالیت‌های مربوط به این شورای شهر را برعهده گیرد، BDP نیز باید همکاری نماید. پنج شرطی را که این شوراهای شهر برای حل مشکل به میان نهاده‌اند، شروط را BDP می‌تواند به ترکیه، به غرب منتقل کند. در آنجاها این شروط را که در شوراها گرفته می‌شوند، توضیح داده و به افکار عمومی ترک بقبولاند.

اکنون اگر که تمامی اینها انجام نشود، صلح و حل دموکراتیک پیشبرد نیابد، چه روی می‌دهد؟ آنگاه خطرات بزرگ می‌شوند. اگر مرحله به بن‌بست برسد، جنگ خلق انقلابی به جریان می‌افتد. بدان علت تا ماه ژوئن پیش‌رویمان برروی موضوعاتی که بحث نمودم تامل کرده و پیش‌روی مرحله گشوده شود. قطعا بایستی تا ماه مارس کمیسیون حقیقت‌یاب که قبلا گفته بودم تشکیل شود. این کمیسیون می‌تواند از تشکل‌های داخل و خارج از پارلمان تشکیل شود. این فعالیت‌ها نباید در فهرست نتایج انتخابات قرار گیرد. فعالیت‌های کمیسیون حقیقت‌یاب حتی اگر که بعد از انتخابات AKP بر سر قدرت نیز نباشد، نیز باید به پیش رود. در این مورد حاکم بودن یا نبودن AKP چندان مهم نیست. فعالیتی است که باید بدون اینکه از تابلوی سیاسی نتایج انتخابات تاثیر پذیرد، پیشبرد یابد. هشدار من نسبت به ماه مارس به اشتباه درک می‌شود. در اینجا اخاذی وجود ندارد، تهدیدی وجود ندارد، به تنهایی هشدار برافروختن جنگ نیز وجود ندارد. آنچه که من در اینجا از آن بحث می‌کنم بسیج دموکراتیک جهت حل مشکلات است. ترک‌ها، کردها، روشنفکران، گروه‌های عقیدتی همه باید در میان بسیج دموکراتیک جای گیرند. هر قشری در این موضوع باید برای صلح ایفای نقش کند. برای بعد از ماه مارس نمی‌گویم که قطعا اینها و اینها روی خواهند داد، از احتمالات، و کارهایی که در مقابل اینها باید انجام داد، بحث می‌کنم. اگرکه تا ماه مارس در مورد موضوعاتی که معین نمودیم، پیشرفت‌هایی حاصل نشودکردها نیز در بین خود ارزیابی‌های خود را انجام داده با حمله ارادی خود گزینه دموکراتیک خود را تعیین خواهند کرد. اگر رویدادهای تا ماه مارس مثبت نباشند KCK با طلب بخشش از خلق کرد تصمیم به پیشبرد مرحله جدیدی را خواهد گرفت. جنگ خلق انقلابی نیز در مقابل پیشرفت‌های احتمالی، جنگ کسب آزادی و حفظ موجودیت کردها خواهد بود.

در دیدارهایی که در اینجا انجام داده‌ایم بیشتر سعی بر پایه‌گذاری چاره‌یابی می‌کنیم. آنچه که در اینجا سعی به انجام آن هستیم تغییر و تحول ذهنیت است. دیدارهایی که تا بحال انجام داده‌ایم در چارچوب تغییر ذهنیت است. دیدارهایی که انجام داده‌ایم بایستی اینگونه درک شود. در دیدارهایی که ما در اینجا انجام داده‌ایم برروی چاره‌یابی‌های معقول تامل می‌کنیم. افرادی می‌توانند انتقادی مبنی بر اینکه ما سطح را بسیار پایین آورده‌ایم، بنمایند. اما در اینجا آنچه که مهم می‌باشد، گشودن پیش‌روی چاره‌یابی است، در تلاش انجام این هستیم. در این مرحله مواردی وجود دارند که گریلا نیز باید آنها را مورد دقت و توجه قرار دهند. مهمترین خصوص، حفظ عرصه توقف عملیات است. گریلا بایستی پوزسیون و وضعیت توقف عملیات را بخوبی تامین نماید. غیر از رفع نیازهای ضروری، و موارد حیاتی نباید وارد مناطقی شوند که خطر درگیری وجود داشته باشد. باید از عرصه‌هایی که خطر درگیری به همراه داشته باشد، دوری گزید. درگیری‌هایی همچون در حکاری نباید بوجود آیند. می‌دانید که در آنجا ملایی کشته شد، بعد از آن 9 گریلا به قتل رسید، 9 نفر از روستائیان به قتل رسیدند. اگر که از پوزسیون توقف عملیات پیروی نشود، احتمال دارد اینگونه وقایع دوباره بوجود آیند. مهمترین وظیفه KCK، گریلا در این مرحله، متناسب با مرحله استاتوی خودمدیریتی نوین، در جاهایی که یافت می‌شوند فعالیت‌های سیاسی دموکراتیک را تقویت کرده، در این فعالیت‌ها شرکت کرده و مساعدت نمایند. گریلا در این مرحله در جاهایی که باشند می‌توانند به مبارزه سیاسی دموکراتیک یاری رسانند. همه باید در مقابل مرحله وظایف و نقش خود را ایفا نمایند.

بدینوسیله رسانه‌ها و مطبوعات در اروپا نیز بایستی نقش خود را ایفا نمایند. در چارچوب استاتوی خودمدیریتی دموکراتیک می‌توانند برنامه‌ها، وگفتگوهایی را ترتیب دهند. بایستی در این موارد تولید داشته باشند. بخاطر دارم در آغاز سال 93 فعالیت‌های رسانه‌ای ـ مطبوعاتی و انتشارات از آن مرحله شروع شده بود. از 93 تا به امروز دقیقا 18 سال گذشته است، به سبب مبارزات و کوشش‌های 18 ساله به آنها تبریک می‌گویم، و آرزوی موفقیت دارم. از فعالیت‌های خود صیانت نمایند. برای فعالیت‌های مطبوعاتی در ترکیه و عرصه‌های دیگر نیز آرزوی موفقیت دارم. در چارچوب استاتوی نوین بایستی به موضوعات بسیاری جای دهند، بایستی پلاتفرم‌های بحث و گفتگو را تشکیل داد. همچنین بایستی خود را مطابق با مرحله وفق دهند. به مناسبت سال نو درودهای خود را به هنرمندان، و خلق‌مان در اروپا می‌فرستم.

درودهایم را به خلق‌مان در ایران، عراق، و سوریه و فعالین ما می‌فرستم. بایستی همبستگی و سازماندهی‌های خود را متحقق سازند. برای کنگره ملی کرد که در عراق برگزار خواهیم کرد، همه باید بسیج شوند. این کنگره، برای خود آنها، و آینده‌یشان از اهمیتی حیاتی برخوردار است. رهای‌شان به تصمیمات گرفته شده در این کنگره بستگی دارد. می‌توانند تمامی مشکلاتشان را در این کنگره به بحث بگذارند، می‌توانند در آفریدن آینده سهم داشته باشند.

از اینجا به جوانان نیز درود می‌فرستم. بله، عشق و درودهای خود را به جوانان می‌رسانم. به نظرم مبارزه قانونی را در ترکیه به پیش می‌برند. به گمانم مراکزشان نیز دیاربکر می‌باشد. به جوانان پیشنهاد می‌کنم، که مرکز جداگانه‌ای متعلق به خود را در دیاربکر تاسیس کنند. بایستی ساختمان‌های بلندی داشته باشند. این ساختمان مرکزی باید دارای سالن سینما، سالن کنفرانس و غیره باشد. در اینجا می‌توانند به فعالیت‌های هنری نیز بپردازند. این مرکز بایستی مرکزی باشد که جوابگوی بسیاری از نیازهای‌شان باشد. بایستی همچون یک آکادمی باشد. نامش هم می‌تواند آکادمی سیاست دموکراتیک جوانان میهن‌دوست باشد. در اینجا بایستی هر فعالیتی اعم از فرهنگی، هنری، سیاسی و ادبی انجام شود. سازماندهی جوانان نباید همچون گذشته به فعالیت‌های جوانان دانشجو محدود شود. ملزم به مشارکت جوانان روستایی، جوانان کارگر، حتی جوانانی که بیکار هستند و به اتحاد تمامی جوانان و تشکیل خط مبارزاتی مشترک می‌باشد. همچنانکه گفتم بایستی اتحادیه جوانان بیکار نیز فراهم شود. جوانان بویژه باید بسیار مطالعه کرده، گفتگو نموده، خود را ارتقا داده و به نبوغ برسند.

اندیشه‌هایم در موضوع آزادی زن دانسته می‌شوند. زنان نیز باید سازماندهی‌های ذاتی خود را بیشتر تقویت نموده و باید از مبارزات دموکراتیک‌مان حمایت و پشتیبانی نمایند. تغییر و تحول زنان، تغییر و تحول جامعه است. ژن و ژیان (زن و زندگی) گفته می‌شود. ما در آستانه مرحله‌ای بسر می‌بریم. همه، تمامی زنان بایستی با این آگاهی نسبت به فعالیت‌ها و مرحله برخورد کنند. بدینوسیله به زنان نیز درودهایم را عرض می‌کنم.

به رفقای در زندان درود می‌فرستم. رفقای‌مان در زندان نیز در چارچوب استاتوی نوین با کاربرد مکانیزم‌های انتقاد و خودانتقادی مرحله را از نو مدنظر قرار داده و خود را متحول سازند. کنفرانس و کنگره‌های خود را در راستای مرحله نو انجام دهند. بایستی متناسب با روح مرحله غور نمایند. بایستی به وفور خوانده و بنویسند. درودهایم را بویژه به رفقایی که وضعیت سلامتی‌شان وخیم است، می‌فرستم، برای‌شان آرزوی صبر و پایداری دارم. در وضعیت سختی بسر می‌برند، فقط بایستی با روح مبارزه سعی کنند که تاب آورند. رفیق محمد آراس وجود دارد، اگر اشتباه نکنم در زندان ارزوم بسر می‌برد، لابد به سرطان حنجره مبتلا شده است. زن و بچه‌هایش، پنج نفر از افراد خانواده‌اش به قتل رسیده‌اند. درودهای ویژه‌ام را به ایشان می‌رسانم، برایش آرزوی صبر و پایداری دارم.

در این اواخر اسم این “میراوغلو” نیز وجود دارد، می‌گوید که او را تهدید کرده‌اند. این، کار لابی‌های جنگ ویژه است. KCK، کسی را تهدید نمی‌کند، “اورهان میراوغلو” را نمی‌کشد. بیشتر تشکل‌هایی همچون تیپ انتقام ترک این گونه اشخاص را مورد هدف قرار می‌دهند. بایستی به این توجه کرد. در گذشته نیز وقایع بسیاری مشابه این روی داد. نزد ما اینچنین یک شخص مورد هدف، و تهدید قرار نمی‌گیرد. انسانهای مدنی مورد هدف قرار داده نمی‌شوند. جنبش اینگونه کارها را انجام نخواهد داد. می‌توان از ما انتقاد کرد. ما همیشه انتقادپذیر بوده‌ایم، به لزوم انتقادات نیز معتقدیم.

من از اینجا می‌خواهم خلق ترکیه را نیز فرا بخوانم. ما مشکلی با خلق‌ها نداریم. مشکل ما، با نیروهای محافظه‌کاری است که نسبت به کردها ناحقی تاریخی می‌کنند. بدینوسیله موضوع مهم دیگری وجود دارد، که می‌خواهم بدان اشاره کنم؛ تاریخ سال 1071 تا به امروز. بایستی این بیاناتم را با “حسین گلرجه” نیز در میان بگذارید. می‌توان گفت که اوجالان اتحاد کردها و ترک‌ها را از تاریخ 1071 تا به امروز بخوبی مورد تحقیق قرار داده، تحلیلات مهمی دارد. قبل از هر چیز بایستی بخوبی بر این واقف بود، هم کردها و هم ترک‌ها نیز بایستی این را بدانند که؛ کرد بدون ترک و ترک نیز بدون کرد نمی‌شود. ترک‌ها، اگر با کردها دشمنی کنند نمی‌توانند در آناتولی ساکن شوند، آناتولی را از دست می‌دهند. به همان شکل اگر کردها نیز نتوانند دوستی و برادری ترک‌ها، را تامین نمایند، نمی‌توانند در مزپوتامیا ساکن شوند، مزپوتامیا را از دست می‌دهند. رابطه میان کردها با ترک‌ها اینقدر مهم و حیاتی است. اگر که اتفاق کرد، ترک از تاریخ 1071 تا به امروز نمی‌بود، ترکیه امروز هم وجود نداشت. این، اتفاق 900 ، هزار ساله، اتفاق کرد ـ ترک، بسیار تاریخی، و اتفاقی استراتژیک است. آنچه که عثمانی را بنیانگذاری کرد و بوجود آورد این اتفاق بود. این اتفاق است که ترکیه را نیز بنیان نهاد. اگر که این اتحاد و اتفاق نمی‌بود نه عثمانی بوجود می‌آمد نه ترکیه امروز وجود داشت. از تاریخ 1971 بدینسو، همزمان تاریخ اتحاد ترک‌ها و کردها است. اگر که این اتفاق 1071 فراهم نمی‌گشت، نه جنگ چالدران و نه جنگ ریدانیه به پیروزی نمی‌رسید. اگر که این اتفاق نمی‌بود نه ظفر ملازگرد و نه آخرین جنگ رهایی به پیروزی می‌رسید. در واقع معنای اتفاق کرد و ترک اینقدر مهم می‌باشد. اگر که در رهایی جمهوریت اتفاق با کردها تامین نمی‌گشت، جمهوریت امروزی نیز وجود نداشت. حتی تصمیم خودمختاری 10 مارس 1922 نیز دانسته می‌شود. اینها را من نمی‌گویم، خود مصطفی کمال می‌گوید، من فقط در اینجا اینها را تکرار می‌کنم، توجه همه را بدان جلب می‌کنم. اتفاق تاریخی کردها و ترک‌ها از سال 1925 بر علیه کردها برهم می‌خورد، معمار این نیز انگلیس است. من قبلا بیان کرده بودم، آغاز تاریخ ژینوساید کردها 15 فوریه 1925 می‌باشد. مبارزه‌ای که ما امروز سامان می‌دهیم نیز در مقابل ناحقی است که بعد از گسستن از این تاریخ بوجود آمد. دانسته می‌شود که در زمان یاووز عثمانی نیز خودمختاری کردها، مدیران خودمختار، حکومت، و اداره محلی داشتند. خودمدیریتی دموکراتیکی که امروز ما بر زبان می‌آوریم دارای تاریخ و سابقه‌ای است، توجه را به این جلب می‌کنیم. در واقع آنچه را که می‌خواهیم متحقق سازیم، دومین مبارزه رهایی است. مبارزه به ریل وارد کردن رابطه کرد ـ ترک می‌باشد که از ریل خارج شده است. روابط کرد ـ ترک از سال 1925 تا به امروز از ریل خارج گشته است. معنای بزرگ سامان‌دهی مبارزه تاریخی‌مان این است.

نوه شیخ سعید “محمد سعید فرات” فوت کرده است، به خانواده‌اش تسلیت می‌گویم، به زنان و رفقای دیگر در زندان‌های ماردین و دیاربکر درود می‌فرستم. توصیه‌ام به زنان این است که بسیار مطالعه کنند. در موضوع آگاهی بر جنس دموکراتیک، روشن‌اندیش شوند.

من در ماه مارس در پرتو پیشرفت‌ها تحلیلات بسیار گسترده‌ای انجام خواهم داد. در این موضوع قندیل نیز بیان داشته بود که در ماه مارس ارزیابی خواهد کرد. مقصود من از مارس این است. در ماه مارس تحلیلات مهمی خواهیم داشت، مرحله را دوباره مدنظر قرار خواهیم داد. تصمیم تاریخ نهایی ماه ژوئن است. تاکیدی که در رابطه با 1 مارس می‌ورزیم، برای بسیج دموکراتیک است. در این موضوع همه باید مسئولیت‌پذیر باشند، و دست بکار شوند. بر این اساس درودهایم را به همه عرض می‌کنم.

دیگر “چرمک” نیز باید در موضوع صلح و حل دموکراتیک ایفای نقش کند. درودهای ویژه‌ام را می‌فرستم. درودهایم را به خلق‌مان در ازمیر و اژه عرض می‌کنم. به تمامی رفقا در زندان درود می‌فرستم.

روز خوش

6 دسامبر 2010


Notice: Undefined variable: meta_text in /home/abdullahocalan/public_html/fa/wp-content/themes/xwe/content-single.php on line 53