با نیست‌انگاشتن اراده‌ كوردها چاره‌یابی تحقق نمی‌یابد

مگر ممکن است که مورد تازه‌ای وجود نداشته باشد؟! یعنی در این مرحله خبر تازه‌ای نیست، باید این مرحله بطور فشرده‌ای طی یکی‌دو ماه مورد بحث قرار گیرد. مقاله “هنری برکای” را از رادیو گوش كردم، پیشنهاد کرده که «اوباما» میانجی‌گری کند. چیزی متفاوت‌تر از گذشته وجود داشت؟ این یک نقشه تازه است؟ آیا آمریکا نقشه‌های قدیمیش را دوباره مطرح می‌کند؟ این فرد، به اوباما نزدیک است. آیا جزو اکیپ او می‌باشد؟ فرقش با مورد قبلی این است که از میانجی‌گری اوباما بحث می‌کند؟ بسیار خوب، از این بگذریم. مسبب وضعیت امروز کردها، سیاست‌های انگلیس و آمریکا می‌باشد. “جیمز جفری” سفیر آمریکا، سخنانی را در دیاربکر برزبان آورده است. پس آمریکا نقشه‌های قدیمیش را دوباره مطرح می‌کند، بطور فشرده‌ای این نقشه را مورد بحث قرار می‌دهند.
فهمیدم؛ مباحثی بر این اساس وجود دارند. من گفته بودم که برای چاره‌یابی مسئله، نقشه‌ای را اعلام خواهم کرد. در این ارتباط بایستی سطح مباحثات به من گزارش داده شود. باید افکار محافل مختلف را دریافت کنم.
آیا اسماعیل بیشکچی در کنگره جامعه دموکراتیک شرکت کرده بود؟ می‌بایست شركت می‌كرد. گفته بوده که کردها همانند گذشته استثمارشدگانی كلاسیك نبوده و از این حیث، منتظر نشستن دو طرف بر سر میز مذاكره خواهد بود و این واقع‌بینانه می‌باشد. این از تزهای قدیمیش هست. بایستی به او گفت که ما هم می‌دانیم که کردستان مستعمره‌ای کلاسیک نیست، حتی تشخیص ما این بود که وضعیتی بسیار ناگوارتر از مستعمره دارد. ای اسماعیل! من از تو بهتر می‌دانم. من جامعه‌شناسی را بهتر از تو بلدم، در واقع، من عملكرد بسیاری از جامعه‌شناسان را تحلیل کرده‌ام. اگر تحلیل نکنید، نمی‌توانید جوابی برای مسایل‌تان نیز بیابید. چگونه تعریف نمایم؟ هر چیزی را از دست کردها گرفته‌اند، اکثر آنها نیز متوجه این نیستند. حتی چگونگی زیستن و شکست‌شان را نمی‌دانند. اگر ندانید که چه چیزی از دست داده‌اید، نمی‌دانید که به‌دنبال چه هستید؟ با ابراز تاسف در مورد وضعیت کردها، ابراز می‌دارم که به وضعیت یك خانم و یک زن در فاحشه‌خانه که هر روز مورد تجاوز قرار می‌گیرد، تشبیه می‌کنم. آیا چنین زنی ممکن است در زندگی دارای عشق، ذوق و زیبایی باشد؟ آیا ممکن است زنی که به چنین زندگی‌ای محکوم شده، دارای چنین عواطفی باشد؟ وضعیت کردها نیز تا حدودی مشابه این است. انسان از یک طبیعت اجتماعی برخوردار است، لازم است که از حیث مادی خود را تحلیل کنند، حتی این مهم را نیز انجام نمی‌دهند. تو به‌مثابه یك فرد، اگر نتوانی موجودیت خود را تحلیل کنی، نمی‌توانی هویت کردی را نیز تعریف نموده و بر شخصیتش هم واقف شوی.
من به همین علت به زنان می‌گویم که آیا می‌دانید که چگونه زندگی می‌کنید، می‌دانید كه کی هستید تا بتوانید عشق بورزید و دوست‌بدارید؟ من از گذشته تابحال، از مسایلی از قبیل زن و بچه فاصله گرفتم، همچون ناظم حکمت برای زنان شعر نسراییدم. در واقع، برای آنها ارزش فوق‌العاده‌ای قایلم، برای آنها نیز خیلی کارها را انجام دادم اما لازم است که این واقعیت را هم دید که زنی وجود ندارد که در این سطح آزاد گشته باشد. برای مردان کرد هم می‌گویم؛ اگر یک ذره ناموس و شرف دارید، ابتدا این سوال را بپرسید که “ما چرا به چنین وضعی درافتاده‌ایم؟”. باید متوجه این شده و در جستجوی آن باشند. من در حقیقت این را به همین علت می‌گویم. این را درک کرده و جهت چاره‌یابی آن به تلاش و فعالیت فوق‌العاده‌ای بپردازند.
من در هشت سالگی مادرم را ترک گفتم، خانواده‌ام را ترک گفتم. اسیر ثروت، زن و بچه نشدم. یک‌بار دیگر هم به‌سوی آن امر برنگشتم. چند سال شد؟ تقریباً پنجاه سال و اندی است به خاطر اینکه تا حدودی متوجه اینها شده‌ام، اینگونه‌ام. من دیدم که کردها دارای یک طبیعت مادی اجتماعی نیستند. چونکه همه چیز برایم پرسش شد و تا حدودی مسایل را درک نمودم، برای همین با شما فرق دارم، توجه كردید؟! محمد همچنان به اینجا رفت و آمد دارد، بیچاره است. ده سال است پیشم می‌آید و می‌رود، چیزهای زیادی را نیاموخت، نمی‌تواند بخواند. نمی‌دانم، آیا وکلایم به اندازه کافی می‌اندیشند و تحلیل می‌کنند، اما حتی جهت اینكه کردها بتوانند آگاهی‌‌هایشان را وسعت بخشند، ابتدا به‌مثابه یك فرد، آیا می‌دانید که لازمه ادامه موجودیت خود شما چه هست و آیا می‌دانید كه این امر به تحلیل موجودیت مادی و طبیعت اجتماعی‌تان بسته است؟ این را برای هر کسی می‌گویم. کردها دارای هیچ نوع زندگی و هیچ عرصه‌‌ای از آن نیستند، لازم است که این بخوبی مشاهده شود، اگر این را تحلیل نکنید، نمی‌توانید کاره‌ای شوید. نمی‌توانید روشنفکر هم شوید، انسان شوید و به امور حقوق‌شناختی بپردازید. این را جهت رنجیده‌کردن کسی نمی‌گویم اما اگر به دنبال انجام فعالیت و یافتن راه‌حل هستید، نه تنها کردها، بلكه روشنفکران کرد و ترک هم این موارد را نمی‌بینند، درک نمی‌کنند. تا زمانی که این را بطور صحیح درک نکنند، نمی‌توانند از میمون‌شدگی فراتر روند. تا وقتی که این امر را بطور صحیح انجام ندهید، نمی‌توانید خود، حیات، خانواده، بچه و هیچ چیز دیگری را تحلیل کنید. بایستی اسماعیل بیشکچی و هر آنکه وجدان دارد، از این وجهه به مسئله بنگرد. می‌توان گفت كه واقعیت امر همین است. اسماعیل بیشکچی از برخوردهای پوزیتویست رهایی نیافته، مطابق دیدگاه دولت‌ـ ملت کلاسیک برخورد می‌کند. در واقع نمی‌داند که دولت‌ـ ملت عبارت است از یک فریب. اساسا، چیزی که بدان دولت‌ـ ملت می‌گویند، آزادی ملل هم نیست. کاپیتالیسم این را جهت ادامه موجودیت خود بکار می‌گیرد. “هابس‌باون” در قالب ملاک‌های معینی این را مورد بحث قرار می‌دهد، اما ناكام می‌ماند. قادر به تحلیل آن نیستند که کاپیتالیسم، چگونه به این شیوه به حیات خود ادامه می‌دهد. مارکس نیز از چنین نقصی برخوردار است. چونکه به اندازه کافی کاپیتالیسم را تحلیل نمود، آزمون 150ساله رئال سوسیالیسم در میان است. نتوانست از خدمت‌کردن به کاپیتالیسم رهایی یابد. چرا کاپیتالیسم این همه موفق می‌گردد؟ چونکه نتوانستند خود را از بینش پوزوتیویسم و دولت‌ـ ملت کلاسیک رهایی بخشند، مارکس، لنین و حتی چین، همگی به چنین حیاتی محكوم شدند. وضعیت چین آشکار است، امروزه بزرگ‌ترین حامی کاپیتالیسم است. والرشتاین هم می‌گوید. در واقع چیزی که برای گفتن آن واهمه داشت، این است؛ «ما در بوستان کاپیتالیسم بزرگ شدیم، همه ما با پشتیبانی کاپیتالیسم به اینجاها رسیدم.» به همین خاطر، کاپیتالیسم را مورد انتقاد قرار نمی‌دهند. در واقع، در مباحث مدرنیته تلاش کردم که این موضوع را مورد تحلیل قرار دهم. تمام این جامعه‌شناسان نمی‌توانند بفهمند که کاپیتالیسم چگونه از راه استعمار و غارت، به هر ملتی می‌گوید حقوقت این است، آنها را به مینی‌دولت‌ـ ملت‌ها تقسیم کرده، زندگی خود را تدام بخشیده و به امروز رسید. این، مبحث مهمی می‌باشد. ما تا حدودی از تمام اینها گذار كردیم. من دولت‌ـ ملت را راه چاره تلقی نمی‌كنم. تلاش کردم مقوله را در چارچوب آزادی‌های دموکراتیک اجتماعی مطرح نمایم. دفاعیاتم را هم بر این اساس ترتیب دادم، این را تحلیل نمودم. چیزی نماند كه در زمینه جامعه‌شناسی پشت سر نگذاشته و تحلیل نکنم. همه‌ چیز را مورد بررسی قرار دادم. در این باره دارای فکر و اندیشه هستم. در این زمینه وظایف جامعه‌شناسان را هم بر عهده می‌گیرم.
من در ماه آگوست، پیشنهادات جهت چاره‌یابی را به کردها ارایه می‌کنم. به گمانم تا حدودی هم در انتظارند، هر کسی، روشنفکران، حتی دولت، منتظرآن هستند که من چه خواهم گفت. در واقع، در دفاعیات اخیرم مبانی تئوریک این را تشریح نمودم، آن را مورد بحث قرار داده‌ام و مطرح‌کردن پیشنهادات عملی آن برای من بی‌نهایت آسان است. اما می‌خواهیم که مشاهده کرده و بدانیم که هر کسی در این باره چه چیزهایی اندیشیده و چگونه برخورد می‌کند. تمام اینها را در ماه جولای بطور فشرده‌ای مورد بحث قرار خواهم داد. بایستی نظرات متفاوت در این باره را برای من بیاورید. یک نقشه راه را آماده خواهم كرد، اما بعد از این نقشه راه، از اینجا مسوولیت هیچ چیزی را برعهده نخواهم گرفت. به کردها نیز خواهم گفت که چیزی که بتوانم برای شما انجام دهم این است، لازم است که این را درک کرده و ژرفایش را مورد گفتگو قرار دهید. کنگره جامعه دموکراتیک را مطابق با سازمان‌های جامعه مدنی برگزار کرده‌اند، خطیب دجله وظیفه سخنگویی آن را برعهده گرفته. اینچنین با یک دو روز گردهمایی نمی‌شود. من هنگامی‌ که می‌گویم، بطور مداوم و منظم کار کنید، مقصودم این است. اگر لازم باشد، شهرداری برای دیاربکر یک مسافرخانه بسازد، شهرداری خلق است. لازم است که رییس شهرداری آن را بسازد. اگر بنا نکند، به شدت مورد انتقادش قرار می‌دهم. پیشنهاد کرده و خواسته بودم که روشنفکران صاحب نظرهای مختلف نیز آمده بطور مداوم در ارتباط با مسئله‌کرد افکارشان را مورد بحث قرار داده، گرد هم آمده، در صورت لزوم، افکار متضاد گرد هم آمده و بر این اساس، نتایج و موارد توافق شده را آشکار سازند. اگر به جای خطیب دجله می‌بودم، ژینوساید فرهنگی را مورد بحث قرار می‌دادم. تنها ماده مربوطه‌ای است كه باید در سازمان ملل متحد مورد تحقق قرار گیرد، آشکار است که کردها مورد ژینوساید فرهنگی قرار گرفته‌اند. حتی این را بطور کافی مورد گفتگو قرار نمی‌دهند. اگر من می‌بودم، در مورد آن تامل کرده و بارها در مورد آن بحث می‌کردم. در دفاعیاتم شرح دادم، چهار ژینوساید اساسی اعمال شده بر کردها، وجود دارند. در واقع، کردها در مرحله رهایی ملی، مابین سال‌های 1920تا25 در مبارزه آزادیخواهی مشارکت جستند. کردها در این امر جای گرفتند. مصطفی کمال به دلیل وجود عصیان‌ها، در برابر کردها کارهای ناشایستی انجام داد اما در واقع، همچنانکه تصور می‌شود مصطفی کمال آنچنان مخالف کردها نیست. من او را خیلی خوب تحلیل نمودم، دولت نیز خیلی خوب بر این امر واقف است. لازم است که کمالیسم را صحیح مورد بحث قرار داد. برخورد مصطفی کمال در سال 1920 در قبال کردها بدین شکل نبود. در قانون اساسی سال 1920 نیز كردها از جایگاه و نقش مهمی برخوردارند. به‌همین خاطر لازم است که قانون اساسی سال 1921 بخوبی مورد گفتگو قرار گیرد. به همین دلیل، می‌گویم قانون اساسی 1921. صد البته، از سال 1925 به‌بعد با دستاویز قرار دادن عصیان‌های مشهود کرد و مسایل دیگر، کردها ژینوساید فرهنگی شدند. ارمنی‌ها بدان می‌گویند “فاجعه بزرگ”، ارمنی‌ها نیز ژینوساید فیزیکی شدند، به سرزمین‌های خود رفتند، در هر جای دنیا پراکنده شدند، در آنجاها ثروتمند شدند؛ زندگی‌ای خاص دارند. تبعید رومیان در میان است؛ به یونان تبعید شدند؛ آنها نیز حیاتی خاص خود دارند و دارای سخنگو هستند. سریانی‌ها نیز در اروپا پراکنده شدند، دارای زندگی‌های اینچنین و آنچنانی هستند. کردها چه دارند؟ اینها تمام این فاجعه‌ها را از سر گذراندند، اما کردها بدترین آن یعنی ژینوساید فرهنگی را پشت‌سر گذاشتند. اکنون نیز فاجعه بزرگ اصلی این است که، هنوز هم ژینوساید فرهنگی می‌شوند، این را نمی‌بینند، برای همین می‌گویم كه به سلسله‌ گفتگوهایی در این زمینه‌ها بپردازنید. پیشنهادم برای خطیب دجله این است: “رویدادهای به وقوع پیوسته را از سال 1924 به بعد مورد گفتگو قرار دهید.” پیشنهاد می‌کنم كه وقایع 1924،25،26 و بعد از آن تا به امروز را، سال به سال مورد بحث قرار دهند، اما نمی‌دانم تا چه اندازه توانایی انجام این کار را دارند، واقعاً کسی هست كه بر این امر واقف باشد، ممکن است كه كسانی هم وجود داشته باشند كه از آگاهی‌هایی برخوردار باشند. من هنگامی که از این ژینوساید‌ها و یا ژینوساید فرهنگی می‌گویم، نمی‌خواهم بگویم که ترک‌ها مجری ژینوساید هستند. دشمنی و تضادی با ترکها هم ندارم، در واقع، با هم زندگی نموده و با آنها احساس دوستی می‌کنم. چونکه من دوست دارم، می‌گویم همزیستی ترک‌ها و کردها. موضعی همچو مواضع تلخ گذشته از جانب آنها، برازنده شخصیت دموکراتیک و انسانی من نیست. خطاب به دولت نیز می‌گویم، لازم نیست که بترسید، صدها سال است که با هم زندگی بسر می‌بریم، با ایجاد جامعه دموکراتیک، می‌توانیم بااراده‌ای متحد، قانون اساسی را طرح‌ریزی نماییم. وضعیت ترک‌ها از کردها ناگوارتر است اما نمی‌دانند که چه کسانی آنها را به این وضعیت دچار ساخته‌است. در واقع، 95 درصد ترک‌ها درک نمی‌کنند که چه شده و چه روی می‌دهد. حداکثر ده درصد آنها این مسایل را می‌دانند، این ده درصد درقبال این رویدادها مسئول هستند. از نیست‌شدن یکباره این همه پول و تریلیون‌ها دم می‌زنند. اقتصاد خیلی وخیم است، 80 درصد جامعه را بیکار ساخته‌ای، این به چه معناست؟ این یک فاجعه است. مسئله را چطور از راه اقتصاد حل خواهی کرد؟
مجددا می‌خواهم اردوغان را مورد خطاب قرار دهم؛ اگر می‌گویید کمالیست، مصطفی کمال دارای دو آزمون دموکراسی است، این را آشكارا مورد بحث قرار دهیم. قانون اساسی 1921 را مشخص سازیم. مصطفی کمال در هر دو آزمون دموکراسی خود نیز موفق نگشت، او را به سكوت واداشتند. کسی نمی‌خواهد این موارد را آشكار سازد، چونکه به دردشان نمی‌خورد. مصطفی کمال طرفدار این بود که با قانون اساسی 1921 حقوق مهم و خودمختاری وسیع به همه کردها اعطا شود. اما در این دوره، عصیان‌ها و اخلالگری‌های وسیعی صورت گرفتند. گذشته از این عصیان‌ها، حبس‌کردن مصطفی کمال و محاصره او تا زمان مرگ از سوی کادرهای اتحاد و ترقی در میان بودند. لازم است این موضوع بخوبی درك گردد. کردها، اسلام‌گرایان و کمونیست‌ها که در تاسیس جمهوری جای گرفتند و مصطفی کمال پشت به حمایت آنها بسته بود، با گذشت زمان تصفیه شدند. کردها با استفاده از عصیان‌هایی كه می‌دانیم، علی‌رغم اینكه «مصطفی صبحی»، اطرافیانش و لنین، مصطفی کمال را حاضر کرده بودند، تصفیه شد. اسلام‌گرایان با استفاده از راهکارهایی كه می‌دانیم، تصفیه شدند. اما بدیهی است که بدون مشارکت این اقشار، ممکن نبود رهایی تحقق یابد.
هنگامی که مصطفی کمال در بستر مرگ بود، گفته بود به بچه‌های اینونو چیزهایی بدهید، اما هنگامی که در بستر بود، چرا اینونو را فرا نخواند؟ اگر میانه‌شان خوب می‌بود، آیا او را فرانمی‌خواند، آیا نمی‌توانست بگوید “عصمت، بیا اینجا”؟ مگر انسان در بستر مرگ، دوستش را پیش خود صدا نمی‌زند، با او وداع نمی‌گوید؟ پس، میانشان اختلافاتی تا سرحد مرگ وجود داشت. در واقع، بودند دسته‌ای کوچک نظامی‌ـ مدنی در ترکیه که مصطفی کمال را به محاصره درآوردند. به این الیت، ارگن‌‌اکن می‌گوییم، ارگن‌اكن از میان اینها برخاست. در واقع، ارکن‌اكن قدمتی تاریخی دارد، ریشه‌شان به اتحاد ترقی‌ها برمی‌گردد. این افراد، در راستای منافع خود تمامی جامعه و هر چیزی را به غارت بردند. اینها بودند که تمام جامعه و حتی ترک‌ها را به این وضعیت دچار ساختند. در واقع، اینها ترک هم نیستند. چیزی که بدان ترک‌گرایی می‌گوییم هم لازم است که مورد تعریف قرار گیرد و درك گردد. پنجاه نوع حتی پانصد نوع ترک‌گرایی وجود دارد. از [زمان تشکیل] اتحاد و ترقی تابحال، این افراد جهت تداوم موجودیت خود بر موجودیت جامعه نیز تکیه نکرده، با خارج، با انگلیس و آمریکا هرگونه روابطی برقرار می‌کنند. همچنانکه گمان می‌رود، آنچنان مستقل هم نیستند، تا اینجای كار آمدند، اما حال ‌آمریکا و انگلیس هم می‌بینند که نمی‌توانند به این کار ادامه دهند. در واقع، مسبب وضعیت امروزی کردها، بیشتر از تركها، انگلیسی‌ها هستند. انگلیسی‌ها کردها را قربانی جغرافیای سیاسی خاورمیانه ساختند، این را خیلی خوب می‌دانند اما نمی‌خواهند کردها این را دریابند. من نیز این را مدت زیادی مورد گفتگو قراردادم، وقتی که به این مهم پی بردم و با جامعه به بحث گذاشتم، خیلی بادقت رفتار نمودم. چرا که می‌دانند که این موجب کینه و انفجار بزرگی در جامعه می‌شود. بهمین خاطر، می‌خواستند قبل از اینكه این مسایل تفهیم شوند، نقش خود را ایفا کنند. در واقع، آمریکا دست از حمایت ارگن‌اكن برداشت، ژیتم را متوقف كرده و سعی می‌کنند که محدود سازند. اگر به موجودیت ارگن‌اكن پایان دهند، ما می‌توانیم به چاره‌یابی دست یابیم، در غیر این صورت، بجای آن ژیتم تازه‌ای ایجاد می‌گردد یا بهتر است بگوییم نیروی پولادین. سه ماه بعد مشخص خواهد شد. آیا اردوغان در راس آن قرار خواهد گرفت یا اینکه فرد دیگری، پی خواهم برد. با توجه به این، اوایل پاییز در این زمینه نظراتم را ابراز خواهم نمود. هم‌اکنون ارگن‌اکنی که مورد محاکمه قرار گرفته، قشر لاییک ارگن‌اکن است، ارگن‌اکن نظامی است. ارگن‌اکنی که از این به-بعد گسترش خواهد یافت، ارگن‌اکن مدنی است. در درون آن، طیف‌های بسیاری جای خواهند گرفت، این، خطرناک‌ترین آن است. اعمال وحشیانه‌ای که حزب‌الله، “حزب کنترا” انجام دادند، در میان است. این ارگن‌اکن «اربسک» است، اینها بسیار خطرناک‌تر هستند. لااقل در طیف نظامی‌ها، یک نظام و التزام وجود دارد، در ذات این‌ها، این هم وجود ندارد، خیلی خطرناک هستند. به زمان‌بندی اپراسیونی که علیه DTP صورت گرفت و آن پانصد نفر بازداشت شدند، دقت کنید، با روز سخنرانی باشبوغ مصادف است. هنگامی که باشبوغ حرف می‌زد، در میان سخنانش، چند گفته تاکید‌شده انسانی وجود داشت. از محدودگردانیدن جنگ حرف می‌زد. در همان لحظه، بدون اینکه مطلع باشد، در تأیید سخنانش، اپراسیونی علیه DTP انجام دادند، گفته می‌شود هنوز هم ادامه دارد، پانصد نفر را دستگیر کردند. از این طریق می‌گویند «تو مساله کرد را به تنهایی نمی‌توانی حل کنی.» از اپراسیونی که علیه DTP صورت گرفت، حتی سربازها هم بی‌خبر بودند، این را با استفاده از دستگاه پلیسی انجام دادند. در رسانه‌ها از گولن بحث می‌کنند، اما به تنهایی نیرویش کفاف این و آن را نمی‌کند، لازم نیست که این مسئله را این همه بزرگ کرد، ملایی از روستای اهل ارزروم است، آری، یک ملای روستا!
اگر بگویند اتحاد و یکپارچگی، ما برای اینها آماده‌ایم. با ایجاد جامعه دموکراتیک این تحقق می‌یابد. از اینجا رییس جمهور را فرا می‌خوانم؛ سرمایه قیصریه در واقع، زیاد هم در حیطه سرمایه کلاسیک کاپیتالیسم نیست. گول، تا حدودی سرمایه قیصریه را نمایندگی می‌کند. من نیز از اینجا جناب گول را فرا می‌خوانم: ما مخالف موجودیت شما نیستیم، مخالف ثروتمندی شما نیستیم، ثروتمند باشید اما می‌گویم بگذار جامعه‌ات، جامعه‌ای دموکراتیک باشد، راه بر عرصه‌اش بگشایید. عرصه زندگی دموکراتیک ما را بشناسید. ما مخالف زندگی ثروتمندانه شما نیستیم، اما شما نیز ناچارید که به زندگی جامعه دموکراتیک احترام نشان دهید. جناب اردوغان را نیز فرا می‌خوانم: جناب اردوغان، می‌توانی یکی از تجار‌های قره‌دنیز باشی، کار تجارتت را انجام بده، ما در کار تجارت‌تان دخالت نمی‌کنیم، شاید تجارت بلد باشید، اما با حقه‌بازی قره‌دنیزی فقط تا اینجای كار می‌توانی بیایی، از این دست بردارید. اگر به تشکیل جامعه دموکراتیک و بیان اراده دموکراتیک جامعه اجازه ندهید، اینگونه با استفاده از حقوق شخصی و ایجاد شخصیت کُرد خاص خود، نمی‌توانید این مشکل را حل نمایید.
“ارتوغرول گونای”، “محمد شمشک”، طیف‌های کرد ساختگی ایجاد می‌کنند. قبلاً نیز به تشکیل محافظان (جاش‌ها) می‌پرداخت، این كار غایتی ندارد. قبلا هم گفتم از حقوق شخصی و این جور چیزها دم خواهند زد، حقوق کردها را همچنان نخواهند شناخت. چنین چیزی ممکن نیست. در واقع، این افراد، حقه‌باز هستند. ما را امتحان می‌کنند که آیا کردها هنوز هم همان کرد‌های قدیمی هستند، آیا ما فریب می‌خوریم؟ اگر این را انجام می‌دهند، اینطور وانمود می‌كنند که یکی‌دو حق را اعطا می‌كنند، اما بازهم آنچه را که خود می‌دانند انجام خواهند داد. می‌پندارند که اینچنین با در میان‌گذاشتن این با ‌آمریکا، انگلیس و نیروهای دیگر، می‌توانند خواسته‌هایشان را عملی كنند. حال آنکه کردها کردهای گذشته نیستند، فكر نمی‌كنم كه با یکی‌دو حق نمایشی فریب داده شوند. من بچه نیستم. جناب اردوغان، اگر می‌خواهید این مسئله را حل کنید، اینگونه و با نیروهای خارجی و فلان‌وبهمان امکان‌پذیر نیست. من می‌گویم که، اگر همزیستی مورد نظر است، قبول، اگر برابری، قبول، اما باید مقضیات اینها را بجای آورید. اینطور با نیست‌‌انگاشتن اراده کردها، چاره‌یابی تحقق نمی‌یابد.
یکی از نوشته‌های قبلی “ایلتر تورکمان” را خواندم، یکی از روزنامه‌های چهل روز قبل بود. می‌دانید، خیلی دیر روزنامه را به من می‌دهند. ایلتر تورکمان می‌گوید که، اصلا اراده کردها را به رسمیت نمی‌شناسیم، اگر در زمینه مسئله کرد، گامی برداشته شود، یك‌طرفه و با اراده خود انجام می‌دهیم. با این نوشته‌ها می‌خواهد چه بگوید؛«ما کوچک‌ترین اراده کردها را به رسمیت نمی‌شناسیم». در واقع، از این طریق می‌خواهند این را بگویند. ببخشید متاسفم، آری، در برابرتان شخصیت زنی وجود دارد، شخصیتی بیچاره و بی‌کس، از تجاوز بگیریم تا هر کار دیگر را شما یک‌طرفانه و مكررا بر او اعمال می‌كنید. یعنی اصلا بر اراده او واقف نیستید. می‌خواهند علیه کردها نیز این کار را انجام دهند. ما اصلا شما را مخاطب قرار نداده و اراده‌تان را به رسمیت نمی‌شناسیم، این نوعی بی‌احترامی است، حقارت است. فاحشگی را بر تحمیل می‌کنند، کردها این را نمی‌پذیرند. جناب اردوغان، من نیز قبول نمی‌کنم. ما بچه نیستیم. دیگر نمی‌توانید اینطور ما را فریب دهید. دیگر با کردگرایی ساختگی، با مزدورسازی و ترویج کردگرایی خاص خود نمی‌توانید هیچ كاری بكنید، آری، عده‌ای مزدور وجود دارند، اما نمی‌توانید با كمك این‌ها مسئله را حل کنید، از این طریق، مسئله را به بن‌بست می‌كشانید. بر آغاها و عشیره‌ها تكیه می‌كنند، آری! واقعه روستای بیلگه و صدها رویداد مثل آن امکان‌پذیر است.
دیگر کردها بدین راضی نمی‌شوند. کردها در هر جایی، در کوهستان نیز بدین راضی نمی‌گردند، اگر در زمینه سیاست بدون مخاطب گذاشته شوند، آنگاه در دیاربکر گردهمایی‌ها تشکیل داده، اراده‌مند شده و به آن نیز راضی نمی‌شوند. قره‌ییلان بر واقعه حاکم است، بسیار خوب درک کرده است. در آن مصاحبه‌ای با حسن جمال داشت، خیلی خوب موارد و مسایل را برشمرده است. در واقع، آن مصاحبه را کاملاً در روزنامه بریدند، نتوانستم هیچ کدام‌شان را بخوانم. اساسا، در این اواخر روزنامه و مجلات را بعد از سانسور تمامی اخبار مربوط به کردها به من می‌دهند، نمی‌خواهند که من از هیچ چیزی باخبر شوم اما نیروی درک من بالاست. من گاهاً حتی با یک جمله نیز می‌توانم به نتایجی دست یابم. اگر امكان داسته باشد بخوانم، خوب می‌شد اما اگر چه نمی‌توانم بخوانم، نیروی درکم کم نشده است. هر چه مجله و روزنامه مربوط با این موضوع، در این مدت آخر باید به من داده شود. هر مطلب مربوط به ما را سانسور می‌کنند، لازم است که کامل داده شود. من می‌دانم، درک می‌کنم که با ندادن روزنامه‌ها و كتابها می‌خواهند چه بگویند. برای اینكه راه‌حلی تحقق یابد، بایستی امکان شناخت برای تفسیر همه اینها را داشته باشم. حتی مراد به تنهایی این را فهمیده است. علی‌رغم دشواری شرایط کوهستان، بر امورات مسلط هستند. هزاران شخص همانند قره‌ییلان وجود دارند. نه تسلیم شده‌اند، نه دستگیر شده‌اند، نه به اسارت درآمده‌اند، یک سری کادر داریم، شاید هزاران کادر داریم که بهتر از او این مرحله را به‌پیش ببرند. در انتظار ارایه نقشه چاره‌یابی از طرف من هستند، به گفته‌های ما گوش فرا می‌دهند، به نیروی درک لازم نیز دست یافته‌اند. در این زمینه، بطور كلی وضع‌شان خوب است.
عباس، جمعه و آنها هم انسان‌هایی صادق هستند. در واقع، پایبند هم هستند. سعی می‌کنند که درک نمایند. در گذشته آنها را بسیار بشدت مورد انتقاد قرار دادم. اگر من نمی‌بودم، آنها را از بین می‌بردند. آری! از ارتباط با ارگن‌اكن فلان دم می‌زنند. چهار گروه خرابكار وجود داشتند. سلیم چروکایا و غیره، می‌خواستند جمعه و عباس را از میان بردارند. من به‌ همین خاطر آنها را شدیدا مورد انتقاد قرار می‌دهم. در اینجا می‌خواهم از یک خاطره خود نیز بحث به‌میان آورم. در اوایل دستگیریم هنگامی که به اینجایم آوردند، سربازی به من گفت:«آپو، تو می‌بایست همانند آتاترک عمل می‌کردی، پیشاهنگ اینها می‌شدی، با اعمال انجام‌شده، پیشاهنگ کار می‌شدی. آتاترک پیشرو هر کاری بود. این افراد، اکثرشان پوچ هستند، به تو دروغ می‌گویند.» آری! پستی عثمان و بوتان آشکار است. به آن احوال پست‌، زندگی می‌گویند؟ بدیهی است که چگونه زندگی می‌کنند، به پیوندی جنسی می‌پردازند، از عشق و نمی‌دانم چه دم می‌زنند! این عشق است؟ عباس و دیگران مثل عثمان و بوتان نیستند. نمی‌آیند كه تسلیم کسی شوند، دارای سنت مقاومت‌گرانه‌ای هستند. اگر من بگویم بیایید تسلیم شوید هم نیامده و تسلیم نمی‌گردند، قره‌ییلان و دیگران این را نمی‌پذیرند.
جناب گول، جناب اردوغان، حتی باشبوغ، تحلیلات من در مورد كمالیسم را به خوبی می‌دانند. بایستی به این امر توجه كنند. شما به فرد می‌گویید كه “تو هستی” اما جامعه‌ات وجود ندارد. مگر چنین چیزی ممكن است؟ افرادی كه فاقد اجتماع باشند، محكوم به نابودی هستند. هر فردی دارای جامعه است. فرد تنها و مستقل از جامعه حتی یك روز نیز نمی‌تواند زندگی كند، حتی بیست‌ و چهار ساعت نیز موجودیت نمی‌یابد. فرد بدون جامعه، موجودی فراتر از میمون نیست. یك میمون است. فرد از جامعه برخوردار است، فرد بدون جامعه نابود می‌شود، محكوم به نابودی است، حتی شما نیز نابود خواهید شد. این را بر ما تحمیل می‌كنند. ابتدا بایستی فرد وجود داشته باشد تا جامعه‌ای هم موجودیت یابد. از طریق یكی‌گشتن با آن جامعه موجودیت خواهد یافت. تركیه به آمریكا و انگلستان اتکا کرده و پشت بسته است، مشكل را در شخص احمد ترک به بن‌بست رسانیده، سعی می‌کنند عثمان بایدمیر را به خود وابسته ساخته، کمترین حق‌ها را داده، کردها را فریب دهند و مخاطب قرار ندهد و بدین طریق، سعی می‌كنند مسئله را حل کند. اگر كه تصور می‌كنند با وابسته‌کردن رهبران كرد به خود، مسئله كرد را حل خواهند كرد، خودفریبی می‌كنند. مخاطبان كردها معلوم هستند، باید كوهستان، DTP ، وكلایش و اینجا یعنی امرالی را نیز باید مخاطب قرار دهند. سیاست، یعنی مذاكره. “كارل اسمیت” گفته‌ای دارد كه آن را قبول دارم؛ یك مسئله با مذاكرات حل می‌گردد، اگر مذاكره سیاسی درمیان نباشد آنگاه جنگ روی می‌دهد. یعنی یا با انجام مذاكره سیاسی حل می‌كنی، یا آن مسئله، سبب بروز جنگ می‌شود. بدین‌جهت از اینجا باز هم جناب اردوغان را فرا می‌خواهم. از مذاكره‌كردن با كردها نترسید. باید كردها را مخاطب قرار دهید. این را در مفهوم كلی نه تنها خطاب به دولت، به ویژه به حكومت، بلکه به همه اقشار جامعه می‌گویم، فكر می‌كنم كه همه در انتظار نقشه چاره‌یابی من هستند. طی سه ماه پیش‌روی ما هر كس این را به خوبی و بشیوه‌ای عالی مورد گفتگو قرار دهد که “مسئله كرد را چگونه حل كنیم؟” و نتایج همه این مباحث باید برای من آورده شود. من مطابق این ارزیابی خواهم كرد. مبانی اجتماعی آن را در دفاعیاتم مشخص ساخته بودم. برای چاره‌یابی، پیشنهادات عملی را بسط خواهم داد. دولت در ظرف یكی دو ماه می‌تواند با من مذاكرات نماید، امیدوارم. اكنون دیالوگی مستقیم وجود دارد، منظورم مذاكره نیست. اما امیدوارم كه در آینده مذاكرات آغاز خواهد شد. هم‌اكنون اسلام نماینده‌ای دارد. اردوغان نماینده اسلام محافظه‌كار میانه‌رو است، نخست‌وزیر نیز می‌باشد. نماینده لیبرال‌ها نیز در عرصه حضور دارند. احمد آلتان، یاسمین چونگار و طرفداران روز‌نامه طرف، نماینده لیبرال‌ها هستند. من نیز نماینده كردها هستم. همچنین یك نوشته بسیار قدیمی و تاریخی از احمدآلتان را خواندم، می‌گوید چنان كند، چنین كند، می‌توان به او و یاسمین این را گفت كه، من را هیچ درك نكرده‌اند. نخست‌وزیر از روی ناچاری، در خصوص مسئله كرد، یك سری گام‌ها را برمی‌دارد. به این جهت كه در حقیقت بر مسئله كرد واقف هستند، این را انجام نمی‌دهند. مسئله كرد، مسئله‌ جدی موجودیت این اجتماع است. جامعه ترك‌ها دارای مشكلاتی خاص خود است، هر روز جنایت‌هایی روی می‌دهند، که بدان می‌گویند جنون اجتماعی، این برای ترك‌ها نیز دیگر معضلی اجتماعی است. این در عین حال، معضل وجدان است. مسئله كرد مسئله‌ای وجدانی ا‌ست، به‌لحاظ وجدان ممکن نیست تحمل شود. مسئله كرد برای ترک‌ها دیگر به یك مسئله وجدانی درخواهد آمد. من آن هنگام به جناب اردوغان آن را نیز خواهم گفت، این فقط نه تنها برای كردها، برای ترك‌ها نیز مسئله موجودیت اجتماعی محسوب می‌شود.
پیشاروی ما سه ماه حساس، مهم و حیاتی وجود دارد. بیشتر از آن نیز ممكن نیست، از این به بعد مسئله، تحمل انتظار یك ماه حتی یك روز را ندارد. پیشنهادی كه برای نقشه چاره‌یابی خواهم كرد در آن نه‌تنها حق كردها، بلکه در آن حقوق ترک‌ها هم تعریف می‌گردد. حتی بصورت راه‌حلی درآید که انگلستان و اسپانیا را الگو قرار می‌دهد. حتی راهكاری خواهد بود كه آنها را نیز پشت سر بگذارد. اینكه چه كسی در كجا خواهد زیست، اهمیتی ندارد. لازم است از حیث اجتماعی حاكمیت یك قانون اساسی به‌وجود آید. اما اگر این را یك سر كارگذاشتن و بر پایه تصفیه در نظر گیرند، مسئول تبعات بعد از آن نخواهم بود. من آن هنگام به كردها خواهم گفت؛ دیگر کاری از دست من برنمی‌آید. به‌رغم همه شفاف‌سازی كه در راستای چاره‌یابی انجام دادیم، اگر هنوز هم عدم چاره‌یابی را تحمیل كنند، بدین معناست که شما با یك ژینوساید فرهنگی روبه‌رو هستید. چهار ژینوساید را برمی‌شمارم؛ ژینوساید فرهنگی، ژینوساید اجتماعی، ژینوساید سیاسی، ژینوساید اقتصادی. در مقابل این از خود دفاع خواهند كرد. كردها جنگیدن بلدند. اگر دولت بگوید نه حتما نابود خواهم كرد و بر امحا اصرار ‌ورزد، اگر كه بگوید می‌خواهم شما را به سرنوشت طالبان‌ها و تامیل‌ها دچار می‌سازم، این سبب می‌شود كه ن‌توانم کاری انجام دهم. اما كوههای كردستان مانع بزرگی بر سر راه امحاء است. می‌گویم كه در این شرایط ناچار به دفاع از ارزش‌های حیاتی و آزادی‌های‌شان خواهند بود. از این پس مبارزه‌ای را كه به پیش خواهند برد، به‌صورت یک مبارزه دفاع ذاتی آزادی درخواهد آمد. از این به بعد، من كنار خواهم كشید. کسانی كه مرا بدینجا آورده‌اند، می‌توانند مرا بکشند، یا ممكن است كه خود به خود نیز بمیرم. دیگر نمی‌شود كه از اینجا كاری را برای آنها انجام دهم. هم KCK و PKK نیز از این به بعد ناچارند كه خود تصمیم بگیرند كه چكار بكنند. هیچ چیزی كه از اینجا برای آنها انجام دهم باقی نمی‌ماند. اینكه چگونه راه چاره‌ای ارایه داده یا جنگی را به پیش برند را از این پس، خود معلوم خواهند ساخت؛ اینكه دارای نیروی توسعه جنگ هستند یا نه، نمی‌دانم. چگونگی پیشبرد جنگ و سیاست را باید بخوبی بدانند. من جدی هستم، بچه كه نیستم، اگر كه بخواهم كنار ب‌كش، می‌گویم که دیگر بس است و حقیقتاً هم كنار خواهم كشید و خواهم گفت كه دیگر رفقا مرا در اینجا مرده بپندارند. سیاست آنچنان كار فلان و بهمان نیست كاری است جدی. در این مرحله باید هر كس با مسئولیت برخورد كند، ما بیشتر از آنچه از عهده‌یمان برآید، بجای می‌آوریم. در باب مناقشات بر سر چاره‌یابی، نه تنها حكومت، جناح‌های مخالف نیز باید با مسئولیت برخورد كنند.
در دیاربكر نیز، كنگره جامعه دمكراتیك برگزار شد. این فعالیت‌ها را با جدیت انجام دهند، خود را فدای خلق‌نمودن چنان كار آسانی نیست. اگر به نام خلق كار می‌كنید، چیزهایی را می‌گویید، نمی‌توانید از زیر بار مسئولیت آن بگریزید. من فردی كاملا دموكرات و صبور هستم. اگر ناراحت شوم به كسی گوش فرا نمی‌دهم. به لیلا و دیگران گوش نمی‌سپارم، بسیار شدید انتقاد می‌كنم. هر كس عهده‌دار مسئولیت شود. كسی از مسئولیت نگریزد، نمی‌تواند بگریزد. قبلا گفته بودم. كنگره جمهوری دموكراتیك با مركزیت استانبول و یا آنكارا باید برگزار شود. روشنفكران، لیبرال‌ها، جناح‌های مخالف و طیف‌ها، هر كس به این كنگره ملحق شود. می‌توان رفته و با روشنفكران دیدار كرد. یاشار كمال، مهری بلی، افوق اوراز، ودات توركالی، یالچین كوچك، نیز مشاركت نمایند. می‌توان به او گفت كه دست از حكایت ارگن‌اكن و نمی‌دانم بردارد و بیاید. این گردهمایی در آنكارا، ازمیر، استانبول، در هر كجا كه باشد، لازم است كه هر چه زودتر برگزار شود.
لازم است كه سریعا برگزار شود، باید طی این دو ماه گرد هم آیند، حداقل باید تا پایان ماه آگوست این گردهمایی برگزار شود. جامعه مدنی در دیاربكر، می‌تواند به فعالیت‌های كنگره جامعه دموكراتیك بپردازد. از هم اكنون برای مشاركت جلساتی جهت آمادگی تشكیل دهند. همه این‌ها باید تا اواخر ماه آگوست صورت گیرند. هر كس، اقشار مختلف، حتی اگر مخالف باشد نیز باید هر كس گفته خود را ابراز دارد. آن اراده مشترك كه از طریق این سخنان نمایان گردد، قبل از اینكه پیشنهادات خود را حاضر نمایم، باید كه به من رسانده شود. در این چارچوب می‌توان با افق اوراز و دیگران نیز دیدار كرد. به او سلام می‌رسانم. در حزب آزادی و تعاون نیز انشعاب صورت گرفته، افق اوراز بداند كه، در اصل آغاز این كارها از راه THKC (جبهه رهایی خلق تركیه) بوده است. عضو آنها نیز شدم اما به‌گونه فعلی با آنها كار را شروع كردم. در 31 ماه 1972 نیز ماهرچایان‌ها، عمر آینا ـ برادر امینه آینا است‌ـ بعد از اینكه در قزل‌دره شهید شدند من سعی کردم هر آنچه را كه از دستم برمی‌آید، انجام دهم. دنیزها را در 6 می از “مامكا” بردند. در قبال این وجداناً هر آنچه را كه از دستم برمی‌آمد، انجام دادم. حتی حالا نماینده آنان، من هستم. 37 سال است كه مبارزه آنها را من پیش می‌برم. ما این كار را از اینجا از میراث ماهرها، دنیزها، آغاز كردیم. همچنان كه گفتم از اینكه عضو رسمی آنها شده باشم، مطمئن نیستم اما مهم نیست، آنچه مهم می‌باشد این است كه فعلا نماینده آنها هستم. من مشكلاتی درزمینه مقام و موقعیت ندارم. بدین معنی نمی‌گویم كه من رهبر آنها هستم همچنانكه به‌شكل عملی اكنون نماینده كردها هستم. فعلا بعنوان نماینده آنها نیز حداقل ناچار به نمایندگی‌كردن قشر بزرگی هستم. در تركیه دموكرات‌های اسلامی، دمكرات‌های لیبرال حضور دارند، اما آنکه حقیقتاً در راستای چاره‌یابی مبارزه كرده و باید به نتیجه دست یابد، دموكرات‌های رادیكال هستند. آنها باید این اراده و سازماندهی را متحقق سازند. در میان دموكرات‌های رادیكالDHKP-C و دیگر گروه‌های چپ ترك وجود دارند. آنهایی وجود دارند كه به خود حزب یا ابتکار عمل می‌گویند. می‌توان به آنها گفت كه باید كه تنگ‌نظر نباشند، لازم است كه همگی نیز به این كنگره بیایند. از جناح‌های مخالف كنونی چیزی برنمی‌آید. بایكال و باغچلی با به بازی‌گرفتن تركمن‌ها طی روابطشان با دولت، تصور می‌كنند كه نیروی مخالف واقعی هستند. بایكال از راه توروس‌های غرب و باغچلی با تجارت از طریق دیگر توروس‌های تركمن‌های آنجا، چند صباحی دوام نخواهند آورد. با این سیاست مگر تنها تركمن‌ها را در آناتولی میانی تحت فشار قرار دهند، مدت طولانی نیز نمی‌توانند به چنین مخالفتی بپردازند. در این صورت باید به جذب همه طرف‌ها همت گمارند. EMEP (حزب رنج),SDP ،(حزب سوسیالیست دموکرات) لوند توزل، افق اوراز، یاشار كمال و مهری بلی، درست است كه كاملا پا به سن گذاشته‌اند، اما وداد توركالی، احمدآلتان، كاركنان روزنامه طرف و دیگران همگی لازم است كه به كنگره بروند. باید كه هر چه زودتر گرد هم آیند. این را بعنوان پیشنهادی از من، می‌توان به آنها ارایه داد. برای عایشه باتملو سلام‌می‌فرستم، او نیز به چنین كاری می‌پرداخت، مگر نه؟ در ارتباط با این فعالیت‌ها دو دستی گریبان آنها را چسبیده‌ام. در خصوص كاركنان و طرفداران آمارگی، پنار سلك و زنی وجود داشت که مسئول مجله آمارگی بود، آنها نیز از وجود دیدگاه زنان می‌گویند ، من هم انتقاداتی داشتم اما زمان باقی نمانده، می‌توانند كه در این فعالیت جای گیرند. با این كنگره در انتظار به‌میان آمدن یك اراده دموکراتیک قانون اساسی هستم. به آنها بلوك قانون اساسی دموكراتیك و بلوك بنیانگذاران قانون اساسی دموكراتیك می‌گویم.
در رابطه با مساله مین این این موارد را می‌خواهم به اسراییل بگویم: من مخالف اسراییل و یهودی‌ها نیستم اما با خریدن پنهانی زمین در حران و اخذ حمایت نیروهای دولتی نمی‌تواند برای خود جایی دست‌وپا كند. در اورفا شاید است كه یك محله یهودی وجود داشته باشد، مخالف زیستن یهودیان در اورفا نیستم؛ شاید ارمنی‌ها هم محله‌ای دارند، البته لازم است که وجود داشته باشد، اما باید بر اساس سیستمی دموكراتیك ابراز موجودیت نماید، بدان می‌گویم جامعه شفاف.
نامه‌های بسیاری وجود دارند. هفته گذشته گفته بودم، نامه‌های قدیمی. محتوای نامه‌ها جالب است، در این زمینه‌ها به تأملاتشان ادامه دهند. در زندان آدیامان یاشار جنباش، در زندان وان سرحد متین، از زندان ارزروم جاهد و نامه‌های مراد از زندان سیرت را دریافت كردم. در یكی از نامه‌ها آمده است كه یكی بسیار طالب شناختن من از نزدیك است. به او می‌گویم كه شناخت حضوری چندان مهم نیست، می‌توانند به تفكرات و تأملات خود ادامه دهند. از نامه‌های گلناز از زندان «ج» بحث كرده بودم. نامه‌هایی از اینجی روژ و دیگر رفقای دختر رسیده‌اند. به همگی سلام می‌فرستم، می‌توانند به فعالیت‌ها ادامه دهند و بیشتر به تأمل و تفكر بپردازند.
آیا كتاب «جماعات خیالی» فرستاده شد؟ “بندیکت آندرسن” غیر از این كتاب‌هایی داشت، كتاب راهزنان او را دریافت كردم. هابس‌باون در مورد ملی‌گرایی كتابی دارد. در این موضوع “ارنست گلنر” نیز فعالیت می‌كند، آن را نیز می‌توانید بیاورید. مجله‌‌هایی از قبیل «نیوزویك» را بریده شده به من می‌دهند. اما باید فرستادن آن برای من ادامه یابد. برای آرام سلام‌های ویژه دارم. آرزوی زندگی خوبی برایش دارم. برای دیاربكر و چرمك، سلام‌های ویژه دارم. سلام و احترامات فائقه به تمامی خلقمان. روز بخیر.
2009/6/24


Notice: Undefined variable: meta_text in /home/abdullahocalan/public_html/fa/wp-content/themes/xwe/content-single.php on line 53